به سايت تفريحي خوش آمديد

خواص خوراكي ها ، بيماري ها و درمان آنها ، زندگي نامه شعرا ، حكايات ، اشعار ، دانلود ، دانستني ها ، جملات روحيه بخش

تصاوير تصادفي

9.jpg

اطلاعات کاربر


IP شما
38.107.179.242

مرورگر شما
مرورگر ناشناس
سیستم عامل شما
سیستم عامل ناشناس

جك و طنز قسمت هشتم
رای کاربران: / 5
ضعیفعالی 
متفرقه - جک و لطیفه
1388/04/20 ساعت 06:43:47

یارو داشته رادیو گوش می داده
رادیو گفت : تقاطع طالقانی به امام حسین بسته است.
یارو میگه : بسته هست که بسته هست حالا چرا قسم می خوری

یارو باباش آتیش می گیره می میره ، میره رو سر در مغازه اش مینویسه
به علت پدر سوختگی مغازه تعطیل میباشد ...!

یک نفر داشت خرما خیرات میکرد یکی رسید یه مشت برداشت ، یارو شاکی شد بهش گفت : یک نفر مرده اتوبوس که چپ نکرده .

طرف تو آينه عكس خودشو می بينه بعد می گه : ا...اين چه آشناست !
بعد از يه ساعت فكر كردن داد می زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من !

سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف.

يه روز يه پسره رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه پس چرا نميارين بخوريم؟

دختره تو جلسه خواستگاری يه باد صدا دار ازش در ميره ، داماد از بس ميخنده مي افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسيمی آمد و گلی بر باد رفت.


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده Anonymous در تاریخ 1390/09/20 ساعت 02:12:45
عالی بود
نام شما / ایمیل شما

<قبل   بعد>

كامپيوتر و اينترنت

سيستم مديريت محتوا
مقالات
آمار سایت

Get our toolbar!