از سبز به سبز

من در اين تاريكي
فكر يك بره روشن هستم
كه بيايد علف خستگي‌ام را بچرد

من در اين تاريكي
امتداد تر بازوهايم را
زير باراني مي‌بينم
كه دعاهاي نخستين بشر را تر كرد

من در اين تاريكي
درگشودم به چمن‌هاي قديم،
به طلايي‌هايي، كه به ديوار اساطير تماشا كرديم

من در اين تاريكي
ريشه‌ها را ديدم
و براي بته نورس مرگ، آب را معني كردم

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code