به سایت تفریحی خوش آمدید

خواص خوراكي ها ، بيماري ها و درمان آنها ، زندگي نامه شعرا ، حكايات ، اشعار ، دانلود ، دانستني ها ، جملات روحيه بخش

تصاوير تصادفي

3.jpg

اطلاعات کاربر


IP شما
54.163.22.209

مرورگر شما
مرورگر ناشناس
سیستم عامل شما
سیستم عامل ناشناس

جک و لطیفه
جک و طنز قسمت چهاردهم
رای کاربران: / 0
جک و لطیفه
1396/12/24 ساعت 00:00:00

زنی که از دست چشم چرانی های همسرش به ستوه آمده بود درد دل نزد مادرشوهرش برد،او که زن دانایی بود گفت : من شب ، برای صرف شام به خانه شما میایم ، ولی شام درست نکن .
مرد وقتی به خانه آمد از اینکه همسرش تدارکی ندیده عصبانی شد ولی مادرش گفت: من امشب هوس نیمروهای تو را کردم و با خود تخم مرغ آورده ام تا با هم بخوریم .
پسر مشغول درست کردن نیمرو شد و گفت: مادر چرا تخم مرغ ها را رنگ کردی ؟؟ مادر گفت : زیبا هستند؟ پسر گفت : آری . مادر گفت : داخلشان چطور است ؟؟
پسر گفت : همه مثل هم..
مادر گفت : پسرم زنها نیز همین طورند، هر کدام ظاهری با رنگ و لعاب متفاوت ولی همه درونشان یکی است .
پس وقتی همه مثل همند چرا خود و همسرت را آزار میدهی؟قدر داشته هایت را بدان .و خود را درگیر دیگران نکن .
ناگهان یکی از تخم مرغ ها دو زرده از آب درآمد و گند زده شد به پند حکیمانه مادرشوهر:)))))

..............................................................................

پسر یک عربستانی برای تحصیل به آلمان رفت. یک ماه بعد نامه ای به این مضمون برای پدرش فرستاد:
برلین فوق العاده است، مردمش خوب هستند و من واقعا اینجا را دوست دارم، ولی یک مقدار احساس شرم میکنم که با مرسدس طلاییم به مدرسه بروم در حالی که تمام دبیرانم با ترن جابجا میشوند.
مدتی بعد نامه ای همراه یک چک دو میلیون دلاری از پدرش رسید که: پسرم بیش از این ما را خجالت نده، تو هم برو و برای خودت یک ترن بگیر...!!

..............................................................................

مرده به داداشش میگه خدا بهت صبر بده برادر
میپرسه مگه چی شده!
میگه واسه زنم واسه عید یه لباس خریدم 900 هزار تومن !
برادره میگه اونوقت چرا خدا به من صبر بده!
میگه لباساشو پوشیده رفته خونه شما.

..............................................................................

دستشُ خاروند گفت آهان مثل اینکه قرار پول بیاد دستم یکم بعد پاشُ خاروند گفت مثل اینکه قراره مسافرت برم بعدش گوشش خاروند گفت یکی داره پشت سرم حرف میزنه..
خلاصش کنم براتون که به همچی اعتقاد داشت الا حموم

..............................................................................

يک روز مردی دست بچه اي را گرفت و به سلماني برد.
به سلماني گفت: من عجله دارم، اول سر مرا بتراش بعد هم موهاي بچه را بزن.
سلماني سر او را تراشيد.
مرد به سلمانی گفت تا موهاي بچه را اصلاح كني برمي گردم.
سلماني سر بچه را هم اصلاح كرد ولي خبري از آمدن مرد نشد.
به بچه گفت: چرا پدرت نمي آيد؟
بچه جواب داد: اون پدرم نبود.
سلماني گفت: پس كي بود؟
گفت: نمیدانم. در كوچه مرا دید و به من گفت بيا دونفري برويم مجاني اصلاح كنيم.

جک و طنز قسمت سیزدهم
رای کاربران: / 9
جک و لطیفه
1392/04/04 ساعت 15:31:12

عطسه گرامی، یا بیا یا برو!

هیچ خبرداری که وقتی اون وسط گیر میکنی، قیافه آدم عین منگول ها میشه…؟؟

...............................................................

یکی از تفریحات مرفه اینه که گوشیتو بزاری جلو اسپیکر

تا SMS که میاد نویز بکنه ۲ ثانیه زودتر بفهمی ذوق کنی !

...............................................................

فقط یه کودک ایرانی وقتی میره تو صف نونوایی

هرچی صبر میکنه می‌بینه همش آخره صفه !
...............................................................

ﻳﻪ ﺭﻭﺯ میخوام ﺑﺮﻡ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﭘﻮﻝ ﺗﻤﺎﻡ پنجشنبه ﻫﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺭﻭ ﺑﮕﻴﺮﻡ

ﺩﻫﻪ ﺷﺼﺘﻴﺎ ﻣﻲ ﻓﻬﻤﻦ ﭼﻲ ﻣﻴﮕﻢ !

...............................................................


زن رفیقم حامله بود.یه روز رفتم پیش رفیقم دیدم پکره!بش گفتم چته ؟

گفت جواب سونوگرافی زنم اومده

گفتم:خب؟

گفت:بچه دختره.

گفتم:این که ناراحتی نداره

گفت:دختر اینجا دردسره

گفتم:چرا؟

گفت: یه روزی یکی دلشو میشکونه و اینا به کنار

ولی پارک دوبلوشو چیکار کنم؟

منم زدم زیر گریه و گفتم:اشکال نداره داداش خدا بزرگه !

...............................................................


میگم وقتی به زوج های عاشق میگن مرغ عشق

لابد به زوج های مشکل دار هم میگن انگری بردز !

...............................................................

یه قانونی دخترای دانشجو دارن به این عنوان:

دیر رسیدن بهتر از زشت رسیدن است !

...............................................................

اونقدر که مار تو آستینمون پرورش دادیم،قارچ پرورش داده بودیم الان یکی از کارآفرینای نمونه ی کشور بودیم !

................................................................

با این گرونی چند وقت دیگه باید موقع آدامس خریدن

به فروشنده بگیم اقا ریلکس باز داری ,یه دونه بدی…..!

...............................................................

تاحالا دقت کردین وقتی موبایلتون میوفته زمین

سریع برش میدارین ببینین چیزیش شده یا نه

ولی وقتی رفیقتون می خوره زمین هرهر بهش می خندین !

...............................................................

یکی از تفریحات دوران بچگی من : الو منزل آقای داشتی!؟

اونور خط : نخـــــیر

من : غلط کردی گوشی رو برداشتی خخخخخخخخ !!

...............................................................

اینایی که میگن حاضریم تمام زندگیمونو بدیم برگردیم به دوران درس و مدرسه

اینا همونایی هستن که خودشونو میزدن به مریضی که نرن مدرسه !

...............................................................

اعتراف میکنم نصف "آره یادم میاد” هایی که گفتم چاخان بوده

حوصله نداشتم طرف تعریف کنه !
................................................................

اگه کسی برای چهارمین بار چیزی رو تکرار کرد و شما بازم نفهمیدی چی داره می گه

یه لبخند ژکوند بزن، چند ثانیه نگاهش کن، حلّه، طرف خودش می فهمه تعطیلی

...............................................................

برای بچتون اسم نذارید ول کنید بذارید نیو فولدر بمونه!

...............................................................

بدترین قسمت دیدن یه آشنا توی تاکسی اضطرابیه که تا مشخص شدن شخص حساب کننده کرایه ادامه داره و مدام ذهنتو درگیر می‌کنه

جک و طنز قسمت دوازدهم
رای کاربران: / 3
جک و لطیفه
1392/04/03 ساعت 15:31:12

سلامتی پنگوئن که یه ذره قد داره، اما بازم لاتی راه میره ....


---------------------------------------

يادش به خير زماني كه راهنمايي بوديم يه دبير داشتيم هر موقع از دست ما عصباني ميشد ميگفت: گوساله ها خجالت بكشيد من جاي پدرتون هستم!

---------------------------------------

بزرگترین حرف های کینه توزانه با این جمله توجیه میشه : ” به خاطر خودت میگم “


---------------------------------------

دقت کردین وقتی با ماشین هستیم
احساس میکنیم گم شدیم اول ضبط ماشین رو کم میکنیم!!!

---------------------------------------

دیشب پشت چراغ قرمز یه دختره خوشگل و ناز توی یه سانتافه بود ...
براش دست تکون دادم ، اونم همینکارو کرد و بوسم برام پرت کرد !
خلاصه عشق وصفا و صمیمیت .. خيلي خوشگل داشت پا ميداد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فقط تنها ایرادی که داشت این بود که سنش حدودِ 4 یا 5 سال بود

---------------------------------------

همیشه یه احمقی پیدا میشه که ماشینشو جلوی پارکینگ خونه ت پارک کنه .. حتی اگه خونه نداشته باشی !!!

---------------------------------------


رفتم دنبالِ خواهرم از دانشگاه بيارمش
برگشتنه گشت بهمون گير داده ، ميگه خانوم كى باشن؟
منم با حالت عصبانى ميگم خواهرمه! مشكلى هست؟
بعد يهو خواهرم ميگه :
جناب سروان دروغ ميگه !!!
دوست دخترشم ؟؟؟؟
ميگم دروغ ميگه به خدا جناب سروان ؟
يارو هم مدارك ماشينُ گرفت گفت بيا كلانترى معلوم ميشه!!
به خواهرم ميگم مرض دارى مگه!!!!
ميگه بريم كلانترى بعد بابا اينا بيان دنبالمون مامورِ ضايع بشه يه ذره بخنديم؟؟؟

---------------------------------------

یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم،
یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خیلی تازه کاره!
همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش،لرزون لرزون اومد سمت من و گفت:
"بسم الله الرحمن الرحیــــم"
منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم:
"اشهد ان لا اله الا الله"!
هیچی دیگه...
انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد ..!


---------------------------------------

هشت صبح راه میافتم 8:30 میرسم
هفت و نیم راه میافتم 8:30 میرسم
هفت راه میافتم 8:30 میرسم
شش راه میافتم 8:30 میرسم
نصفه شب راه میافتم 8:30 میرسم
از معجزات تهران اینه هر ساعتی راه بیوفتی بیای سر کار هشت و نیم میرسی


---------------------------------------

تو مترو داري اس ام اس مي دي بايد بابغل دستيت حتما مشورت كني !!
چون اونم در جريانه كامل...بالاخره دوتا عقل بهتر كار مي كنه !!!


---------------------------------------


به منشیه میگم برو تو پروگرام فایل , میگه کامپیوترو روشن کنم ؟ ....نه , چند تا سوراخ پشت کیس گذاشتن , از اونجا سعی کن به یاری خدا وارد میشی



---------------------------------------


متأسفانه یا خوشبختانه، نگاه کردن به پر شدن دانلود از نگاه کردن به منظره‌ی دشت‌های پیچیده در باد لذت بخش تر است!



---------------------------------------


خلاصه ی شرایط و ضوابط گارانتی اجناس در ایران
.
.
.
.
.
.
.
به هر دلیلی اگر خراب بشود شامل گارانتی نمی شود ..!



---------------------------------------

آیا میدانستید گونه ای از عنکبوت های ماده بعد از جفت گیری نر های خود را میخورند !؟
آنها تنها موجوداتی هستند که فهمیده اند ، شوهر به هیچ دردی نمیخورد !


---------------------------------------

مکالمه ای بین من و مادرم:
-مامان
- جونم
- داشتم ماست می خوردم
- نوش جونت پسرم
- ریخت رو فرش
- کوفتو بخوری نکبت؛ خاک تو سرت....


---------------------------------------

چند وقت پيش با بابام دعوام شد، دستشو برد بالا که بزنه تو صورتم...!
منم يهو رفتم تو فاز هندي گفتم:
بزن بابا..!
بزن !
بزن بذار بفهمم که پدر بالا سرمه...!
بزن که بفهمم هنوز بي صاحاب نشدم...!
بزن بابا!
ودر نهايت ناباوري بابام زد تو گوشم


---------------------------------------

زنگ زدم پشتیبانی میگم: چرا سرعت اینترنتم کم شده؟
میگه: چون کندی سرعت دارین!
گفتم اجرت با سید الشهدا خیالم راحت شد، یه خانواده از نگرانی در اوردی ! پس دلیلش اینه! البته خودمم شک کرده بودم!

جک و طنز قسمت یازدهم
رای کاربران: / 2
جک و لطیفه
1392/03/30 ساعت 15:31:12

رفتم گلفروشی گفتم اقا این گلا طبیعیه؟دختر بچه 5 ساله بهم گفت:
پ نه پ سزارینیه
:(من
:(بازم من
:(و همچنان من
من اندازه این بودم فکر میکردم بچه هارو لک لکا میارن


چرا اگه به کسی بگن جوجویِ من... پیشی من...
و موشی و از این کلمه ها طرف خوشش میاد...
امّا اگه بگن حیووون عصبی میشه...؟!
مـگـه جـفـتـشـون یـکـی نـیـسـتـن....؟


ﯾﺎﺭﻭ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻩ ، ﻣﺠﻠﺲ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ، ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﺑﺎﺳﻨﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻓﺖ ﺍﺯﺑﺲ ﻧﺸﺴﺘﻢ
ﻃﺮﻑ ﻣﯿﮕﻪ :ﺑﻠﻪ ، ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭﻫﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﺮﻭﭘﻔﺶ ﺍﻭﻣﺪ


حیف نون تو اتوبوس کیسه استفراغش رو سوراخ سوراخ میکنه از شیشه میگیره بیرون, مسافرا اعتراض میکنن که بابا چرا نمیندازیش, میگه برنجاش میخوام برای مرغامون !!!
 

بعد از گرفتن هواپیمای بدون سرنشین RQ170 آمریکا، از برره یک نیسان بدون راننده را جهت جاسوسی به آمریکا اعزام کردند.
 

حيف نون با گوش پانسمان شده داشته میرفته، گل مراد ازش میپرسه خدا بد نده چي شده؟ ميگه گوشم درد ميكرد رفتم كشيدمش !گل مراد می گه همين كارها رو ميكنين كه براتون حرف در میارن! لااقل پرش ميكردي!
 

گل مراد سگش فلج بود واسه تقويت روحيش میذاشتش تو فرغون دنبال مردم میکرد!
 

دانشمندان ايراني با استفاده از روش مهندسي معکوس موفق به ساخت سرنشين بدون هواپيما شدند!
 

یارو میره پیش دکتر متخصص میبینه ویزیتش بیست هزار تومن شد!
به دکتر میگه: اگه تخفیف میدی بگم کجام درد میکنه، وگرنه خودت بگرد پیداش کن!
 

احترام گذاشتن به بعضیا ، مثه تکون دادن پارچه ی قرمز جلوی گاوه !

جک و طنز قسمت دهم
رای کاربران: / 86
جک و لطیفه
1388/05/16 ساعت 06:00:00

غضنفر به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما.

يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گه آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ.

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ، سينه ميزنه.

غضنفر ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميش.

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم .

غضنفر دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه ، پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی. پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بيا !!!

غضنفر باباش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه.

جك و طنز قسمت نهم
رای کاربران: / 12
جک و لطیفه
1388/04/20 ساعت 02:25:08

پسره تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي خوشگل مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي... فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام... اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم ميرم!

طرف عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه: يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست.

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟!

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری.

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

تركه ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه.

تركه ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود.

جك و طنز قسمت هشتم
رای کاربران: / 9
جک و لطیفه
1388/04/20 ساعت 02:14:59

یارو داشته رادیو گوش می داده
رادیو گفت : تقاطع طالقانی به امام حسین بسته است.
یارو میگه : بسته هست که بسته هست حالا چرا قسم می خوری

یارو باباش آتیش می گیره می میره ، میره رو سر در مغازه اش مینویسه
به علت پدر سوختگی مغازه تعطیل میباشد ...!

یک نفر داشت خرما خیرات میکرد یکی رسید یه مشت برداشت ، یارو شاکی شد بهش گفت : یک نفر مرده اتوبوس که چپ نکرده .

طرف تو آينه عكس خودشو می بينه بعد می گه : ا...اين چه آشناست !
بعد از يه ساعت فكر كردن داد می زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من !

سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف.

يه روز يه پسره رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه پس چرا نميارين بخوريم؟

دختره تو جلسه خواستگاری يه باد صدا دار ازش در ميره ، داماد از بس ميخنده مي افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسيمی آمد و گلی بر باد رفت.

جك و طنز قسمت هفتم
رای کاربران: / 11
جک و لطیفه
1388/04/20 ساعت 02:08:46

يكی داشت يكی رو بدجوری كتک می ‌زد و هی داد می‌زد : كمک ! كمک !
گفتند : تو داری اينو می‌زنی ، چرا كمک میخوايی !!!
گفت : آخه گفته اگه بلند بشم پدرت رو در ميارم !

طرف لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شا ا .... ،
ازش ميپرسن چه کار ميکنی ؟
ميگه : پسرم یک ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ...
عجب نفسی داره ... !

یارو یه پلیس می کشه بعد زنگ میزنه ۱۱۰
میگه می بینم ۱۰۹ تا شدین...!

یه نفر میمیره میره برزخ ، بهش میگن : اون جهنمه اون بهشت كدومشو می خوای بری ؟
می بينه جهنم خيلی رديفه و كلی حوری ريختن توشو دار و درخت و از اين حرفا .
ميگه : میرم جهنم . تا پاشو ميزاره آتيش و اين حرفا ميريزه سرش . ميگه : چی شد !
میگن : آخه چند وقت بود كسی نمی اومد اينجا رفته بود رو اسكرين سيور !

دو نفر یه تاکسی نگه میدارن و به راننده تاکسی میگن ، آقا سه نفر تا تجریش چقدر می گیری ؟
راننده میگه ؟ شما که دو نفرین !
یکی از اونا میگه : مگه خودت نمی خوای بیای !

دو نفر تنبل بانک ميزنند !
اولی به دومی ميگه: خب بيا بشمريم.
دومی ميگه: حوصله داری فردا راديو ميگه

به یارو ميگن : چرا درس می خونی ؟ ميگه : می خوام درس بخونم دكتر بشم ، مطب بزنم پولدار شم ، بعد یدونه نيسان بخرم باهاش كار كنم !

جك و طنز قسمت ششم
رای کاربران: / 11
جک و لطیفه
1388/04/20 ساعت 02:05:16

يه روز يه بابا ميره ماهي بگيره تور رو مي اندازه تو دريا هرچي مي كشه درنمي ايد ميره زيره اب مي بينه ماهي ها تور را بستن دارن واليبال بازي مي كنند.

يه روز غضنفر تلويزيون رو روشن ميكنه ميبينه فوتبال داره ، شيلنگ رو بر ميداره ميگيره رو تلويزيون ميگه بريد در خونه خودتون بازي كنيد.

پسره ميره خواستگاري مي بينه دختره سبيل دارد ميگه ببخشيد شما چرا سبيل داريد دختره مي زنه زير گريه پسره ميگه واي چرا گريه مي كني مرد كه گريه نميكنه.

يه بار يه خيارو خيارشورباهم ميرفتند يه نفر از خياره ميپرسه اين كيه باها ت ميگه خواهرمه ترشيده.

يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب.

به خسیس میگن شیرین تر از عسل چی خوردی ؟
میگه ترشی مفتی ...!

از یه معتاد می پرسن فرق تو با یه ورزشکار چیه ؟
میگه اون تکنیکی کار می کنه ، من پیکنیکی !

جك و طنز قسمت پنجم
رای کاربران: / 10
جک و لطیفه
1388/04/20 ساعت 02:02:23

دكتر: خب، بيشتر، وقتي به چه چيزي فكر مي كني افسرده مي شوي؟
بيمار: راستش را بخواهيد، به پرداخت ويزيت!

معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت كمك نمي گيري؟
دانش آموز: آخر او از دست شما دلخور است.
معلم: از دست من، چرا؟
دانش آموز: چون شما هفته قبل به انشاي او نمره بدي داديد!

شكارچي اول: ببين چه كبك زيبايي شكار كرده ام.
شكارچي دوم: اين كه كلاغ است نه كبك.
شكارچي اول: نه ديروز برادرش را زدم، امروز او لباس سياه پوشيده است!

مادر: پرويز جان، مگر زبان نداري كه دستت را دراز مي كني وسط سفره؟
پرويز: زبان دارم ، ولي زبانم به وسط سفره نمي رسد!

اولي: با عمويت كجا مي روي؟
دومي: او را مي برم فروشگاه محله مان؛ چون آن جا نوشته «خريد براي عموم آزاد است!»

اولي: مي تواني به من ده هزار تومان قرض بدهي؟
دومي: نه، تمام دارايي ام فقط شش هزار تومان است.
اولي: اشكالي ندارد. چهار هزار تومانش را به من بدهكار مي ماني

معلم: «سعيد، توجه كن! پنجاه تومان نخود، سي تومان لوبيا و چهل تومان گوشت خريديم.
جمعشان چقدر مي شود؟»
سعيد پس از كمي فكر: «يك كاسه آب گوشت حسابي!»

جك و طنز قسمت چهارم
رای کاربران: / 7
جک و لطیفه
1388/04/20 ساعت 01:58:29

يك نفر مي خواهد برود خارج و با خودش سه كيلو قند مي برد. از او مي پرسند:« اينها را كجا مي بري؟»
مي گويد:« آخر شنيده ام غربت تلخ است.»

معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس ازمدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يك صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»

اولي: «من خواب ديدم رفته ام مسافرت.»
دومي: «من هم خواب ديدم كه يك غذاي خوشمزه خورده ام.»
اولي:« تنهايي؟ پس چرا من را دعوت نكردي؟»
دومي: «مي خواستم دعوتت كنم، ولي گفتند رفته اي مسافرت.»

معلم رياضي از دانش آموز پرسيد: «اگر مادرت به تو بگويد نصف پرتقال را مي خواهي يا هشت شانزدهم، كدامش را انتخاب مي كني؟»
دانش آموز پاسخ داد: «نصف پرتقال را!»
معلم گفت: «مگر نمي داني نصف پرتقال با هشت شانزدهم پرتقال يكي است؟»
دانش آموز جواب داد: «چرا آقا! مي دانيم، ولي پرتقالي كه شانزده تكه شده باشد، قابل خوردن نيست.»

يك نفر پوست موزي روي زمين مي بيند و مي گويد: «اي واي! باز هم بايد بيفتيم!»

يك روز به يك نفر مي گويند: «سه تا آرزو كن.»
اول يك ماشين پژو ۲۰۶ پيدا كنم؛ بعد يك ۲۰۶ ديگر پيدا كنم؛ سومين آرزويم هم اين است كه يك ۲۰۶ پيدا كنم.
چرا هر سه تا آرزويت يكي بود؟
براي اين كه اين سه تا را بفروشم و يك ماكسيما بخرم.

شركت كننده: «تو جيب جا مي شود؟»
مجري: «بله، ولي اگر بگذاري توي جيب، جيبت ماستي مي شود!»

جك و طنز قسمت سوم
رای کاربران: / 8
جک و لطیفه
1388/04/20 ساعت 01:54:46

فيلي در استخري شنا مي كرد. مورچه اي سر رسيد و گفت: بيا بيرون كارت دارم
فيل از استخر بيرون آمد. مورچه نگاهي به فيل انداخت و گفت: برو توي آب. فقط مي خواستم ببينم اشتباهي مايوي من را نپوشيده باشي

اولي:« كتابي را كه بهت دادم خواندي؟»
دومي: «بله، آخرش خيلي خوب بود.»
اولي:« اولش چه طور بود؟»
دومي: «هنوز اولش را نخوانده ام.»

سعيد از دوستش، خسرو، مي پرسد: «دلت مي خواست جاي چه كسي بودي؟»
خسرو جواب مي دهد: «جاي تو.»
سعيد با تعجب مي پرسد: «چرا جاي من؟»
خسرو جواب مي دهد: «براي اين كه دوست نازنيني مثل خودم داشته باشم.»

اولي:« به نظر تو، هويج باعث تقويت بينايي مي شود؟
دومي: «حتما، چون تا به حال هيچ خرگوشي را نديده ام كه عينك زده باشد.»

اولي: «يك روز به يك شير حمله كردم و دمش را بريدم.»
دومي:« پس چرا سرش را نبريدي؟»
اولي:« آخر قبل از من، يك نفر ديگر سرش را بريده بود. »

يك روز يك نفر از كنار ديوار مي گذرد، يك كاغذ به سرش مي خورد و مي ميرد. مردم مي آيند و كاغذ را باز مي كنند، مي بينند توي آن نوشته: دو تا آجر

پسر به پدرش گفت:« پدرجان! چرا بعضي از آدم ها اين طوري حرف مي زنند، مثلاً مي گويند فرش مرش، كتاب متاب، اسباب مسباب؟ »پدر با خونسردي جواب داد:« پسرم! اين كار آدم هاي بي سواد مي سواده!»

جك و طنز قسمت دوم
رای کاربران: / 11
جک و لطیفه
1388/04/20 ساعت 01:51:26

روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي كند.»
شخص عيادت كننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»

عكاس:«دوست داريد عكستان را چگونه بگيرم؟»
مشتري:«مجاني!»

مردي بادكنك فروشي باز كرد، اما بعد ازمدتي ورشكست شد، چون بادكنك هايش را به شرط چاقو مي فروخت.

اولي:«ببخشيد شما روي صندلي من نشسته ايد.»
دومي:«مي تواني حرفت را ثابت كني؟»
اولي:«بله!چون بستني قيفي ام راروي آن جا گذاشته بودم.»

معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.»
سعيد:«قورباغه و برادرش.»

صاحب خانه:« آي كمك، كمك! دزد!»
دزد:« داد نزن بابا! كمك لازم نيست، من با خودم چند نفر آورده ام.»

اولي:« از بس استراحت كردم، خسته شدم.»
دومي:« خب يك كم استراحت كن.»

جك و طنز قسمت اول
رای کاربران: / 64
جک و لطیفه
1388/01/04 ساعت 19:16:56

پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصباني مي كني، يكي از موهايم سفيد مي شود.»
پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»

دو شكارچي با هم صحبت مي كردند. اولي پرسيد:« اگر خرسي به تو حمله كند، چه مي كني؟»
دومي: «با تفنگ شكارش مي كنم.»
اولي: « اگر تفنگ نداشته باشي، چه؟»
دومي:« مي روم بالاي درخت.»
اولي:« اگر آنجا درخت نباشد، چي؟»
دومي: «خب، پشت يك صخره پنهان مي شوم.»
اولي: «اگر صخره نبود، چه؟»
دومي:« توي گودالي دراز مي كشم.»
اولي: «اگر گودال هم نبود؟»
در اين موقع، شكارچي دوم عصباني شد و گفت: «داداش! بگو ببينم، تو طرفدار مني يا خرسه؟

شخصي از شخصي پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ شخص بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!

طرف در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود!

معلم:« بگو ببينم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقي دارد؟»
دانش آموز:« اجازه! برق آسمان مجاني است، ولي برق خانه ما پولي است.»

اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و
گفت:« اين جا چهار راه سعدي است؟»
شاگرد راننده گفت:« نخير، اين جا ستون فقرات بنده است.»

پسري به پدرش گفت:« پدرجان! يادتان هست كه مي گفتيد اولين دفعه كه ماشين پدرتان را سوار
شديد، ماشين را درب و داغان برگردانديد خانه؟»
پدر: «بله پسرم!»
پسر: «باز هم يادتان هست كه هميشه مي گوييد تاريخ تكرار مي شود؟»
پدر:« بله پسرم!»
پسر: «خب، امروز بار ديگر تاريخ تكرار شد.»

كامپيوتر و اينترنت

سيستم مديريت محتوا
مقالات
آمار سایت

Get our toolbar!