جك و طنز قسمت هفتم

يكی داشت يكی رو بدجوری كتک می ‌زد و هی داد می‌زد : كمک ! كمک !
گفتند : تو داری اينو می‌زنی ، چرا كمک میخوايی !!!
گفت : آخه گفته اگه بلند بشم پدرت رو در ميارم !

طرف لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شا ا …. ،
ازش ميپرسن چه کار ميکنی ؟
ميگه : پسرم یک ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته …
عجب نفسی داره … !

یارو یه پلیس می کشه بعد زنگ میزنه ۱۱۰
میگه می بینم ۱۰۹ تا شدین…!

یه نفر میمیره میره برزخ ، بهش میگن : اون جهنمه اون بهشت كدومشو می خوای بری ؟
می بينه جهنم خيلی رديفه و كلی حوری ريختن توشو دار و درخت و از اين حرفا .
ميگه : میرم جهنم . تا پاشو ميزاره آتيش و اين حرفا ميريزه سرش . ميگه : چی شد !
میگن : آخه چند وقت بود كسی نمی اومد اينجا رفته بود رو اسكرين سيور !

دو نفر یه تاکسی نگه میدارن و به راننده تاکسی میگن ، آقا سه نفر تا تجریش چقدر می گیری ؟
راننده میگه ؟ شما که دو نفرین !
یکی از اونا میگه : مگه خودت نمی خوای بیای !

دو نفر تنبل بانک ميزنند !
اولی به دومی ميگه: خب بيا بشمريم.
دومی ميگه: حوصله داری فردا راديو ميگه

به یارو ميگن : چرا درس می خونی ؟ ميگه : می خوام درس بخونم دكتر بشم ، مطب بزنم پولدار شم ، بعد یدونه نيسان بخرم باهاش كار كنم !

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code