اشعار برگزيده قسمت اول

دلم می خواست دنیا خانه مهر و محبت بود
دلم می خواست مردم در همه احوال با هم آشتی بودند
مراد خویش را در نامرادی های یکدیگر نمی جستند
چه شیرین است وقتی سینه ها از مهر آکنده است
چه شیرین است وقتی زندگی خالی ز نیرنگ است
مگو "این آرزو خام است!"
مگو "روح بشر همواره سرگردان و ناکام است"
اگر این کهکشان از هم نمی پاشد؛
وگر این آسمان در هم نمی ریزد؛
بیا تا ما فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
به شادی: "گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم!"

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدور هر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست

آرزويم اين است
نرود اشك به چشمان تو هرگز
مگر از شوق زياد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
وبه اندازه هر روز تو عاشق باشي
عاشق آنكه تو را مي‌خواهد ، و به لبخند تو از خويش رها مي‌گردد
و تو را دوست بدارد ، به همان اندازه ، كه دلت مي‌خواهد

اين جا سخن از گفتن يك شعر براي من نيست
اين ها همه تكليف شب مدرسه عشق تو هستند

اين عشق همه بهانه از توست
من خامشم ، اين ترانه از توست

دير سالي است كه در من جاري است
عاشقي نقلي استمراري است

شمع داني كه دم مرگ به پروانه چه گفت؟
گفت:اي عاشق بيچاره فراموش شوي
سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد
گفت:طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code